کتاب اُم سعد


کتاب «ام سعد» یک رمان کوتاه است که توسط غسان کنفانی، نویسنده برجسته فلسطینی نوشته شده و عدنان غریفی آن را به فارسی ترجمه کرده است.
در داستان، شخصیتی به‌نام «ام سعد» حضور دارد. زنی فلسطینی که سال‌های طولانی در اردوگاه‌های پناهندگی زندگی کرده و حکایت‌های رنج، امید، پایداری و تلخی روزگار خود را برای راوی بازگو می‌کند. روایت به‌صورت اول شخص و از زبان راوی و نزدیک به زبان محاوره‌ای است. ام سعد زنی است صبور، مقاوم، و قوی—زنانی از جنس مادرانی که همه‌چیز خود را حتی فرزندشان را فدا می‌کنند و از سنگ نیز مقاوم‌ترند.
طرح داستانی، بازتاب زندگی روزمره در اردوگاه‌ها و بُن‌بست‌هایی است که فلسطینیان با آن مواجه‌اند—رادیو و اخبار جنگ، فقدان، امید به آینده، و مقاومت در برابر ناامیدی. این اثر، به‌واسطه سبک ساده اما تاثیرگذار، توانسته تصویری ملموس و انسانی از شرایط مردم فلسطین ارائه دهد.
نسخه اصلی عربی «Umm Saad» اولین بار در سال ۱۹۶۹ منتشر شد. این اثر در سال‌های بعد نیز در آلمان به همراه «عائد الی حیفا» (Returning to Haifa) توسط Lenos Verlag منتشر شده است.
کاراکتر ام سعد بر اساس زنی واقعی ساخته شده که سال‌ها در زندگی خانوادگی کنفانی حضور داشته است، و او به‌عنوان نمادی از زنان انقلابی فلسطینی و مادرانی که فرزندانشان را در راه مقاومت فدا می‌کنند، تصویر می‌شود. از لحاظ ادبی، این اثر با زبانی ساده و روان نوشته شده اما بار سیاسی آن سنگین است. ام سعد نمادی از مادر فلسطینی است که امید و مقاومت را در دل سختی‌های اردوگاه زنده نگه می‌دارد. تحلیل‌های معاصر این اثر را در زمره‌ی مهم‌ترین آثار ادبی مقاومت فلسطینی می‌دانند و تاکید می‌کنند که کانافانی در این داستان، آگاهی سیاسی را به زنان، به‌ویژه زنان پابرهنه و بی‌نام، عطا کرده است.

«ام سعد»، زنی که سالیان دراز با خانواده‌ام در غبسیه زندگی کرده و از آن پس نیز در اردوگاه‌های وحشت سالیان بسیاری را زیسته است. هم‌چنان هرروز سه‌شنبه به خانۀ ما می‌آید، به من مثل فرزندش نگاه می‌کند و قصۀ رنجوری، بدبختی و شادی‌اش را برایم تعریف می‌کند اما هرگز شکایت نمی‌کند. به گمانم آن بانوی چهل‌ساله، از سنگ نیرومندتر و از صبر، صبورتر است. زندگانی خود را ده‌برابر دیگران در رنج و کار می‌گذراند تا برای خود و فرزندانش لقمه‌ای پاک به دست آورد.

سال‌ها است که او را می‌شناسم. در گذر روزگاران، تنها کسی است که هرگز از او بی‌نیاز نمی‌شوم آن‌گاه که بر درمی‌کوبد و وسایل فقیرانه‌اش را در کنار درگاه می‌گذارد، در سرم بوی اردوگاه‌ها با بدبختی‌ها و پایداری‌های ریشه‌دارشان، با بیچارگی‌ها و آرزوهایشان افشانده می‌شود؛ و طعم تلخکامی سال‌ها و سال‌ها را که تا حد سرگیجه و دوار چشیدم، بازمی‌گرداند.

آخرین سه‌شنبه، مثل همیشه آمد، وسایل فقیرانه‌اش را گذاشت و رو به من گفت: پسرعموجان، می‌خواهم چیزی به تو بگویم، سعد رفت، او به خداییان پیوست. و آنگاه از آرزوها و خواسته‌های خود گفت.

دسته بندی: 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... pdf (رمان،شعر،داستان)

تعداد مشاهده: 7 مشاهده

فرمت فایل دانلودی:.pdf

تعداد صفحات: 79

حجم فایل:6,756 کیلوبایت

 قیمت : 65,000 تومان
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود.   پرداخت و دریافت فایل
برچسب ها: اُم سعد